Tom Beck For Ever

قاطی پاتی

صحبت در مورد قسمت فرشتگان مرگ
ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱٧   کلمات کلیدی: alarm fur cobra 11 ،photo

 

برای تماشای این قسمت بصورت آنلاین،بر لینک زیر کلیک کنید، این لینک برای قسمت کامل تا 2012.09.13 ساعت 20:15 به وقت آلمان فعال می باشد.

لینک تماشای آنلاین(اگه سرعت خوبی دارید کلیک کنید)

 

خلاصه ی Engel des todes  به سبک رورو

لطفا بحث مربوط به قسمت اول فصل 21 باشه ممنون

آها، یه چیزی چیزایی که نوشتم کاملا برداشت من از این قسمت بوده شاید درست یا غلط باشه، آلمانی نه زبان اولمه نه دوم نه سوم همش یه خورده بلدم دیگه در حدی که خودم درک کردم براتون مینویسم

 

داستان این قسمت:

مثل همیشه یه عده میخوان از یه عده دیگه انتقام بگیرن(یکی صورتش سوخته و یکی دیگه رو  مسئول میدونه، و این حرفا)بریم سر اصل مطلب، اصل مطلبم که بنه دیگه نه؟

بن و همکار جدیدش دارن تو اتوبان گشت میزنن ،همکار جدیده یه خانم توپوله که خیلی هم ترسوئه، تو شکمویی دست بن و از پش بسته.دختره داره یه چیزایی در مورد یه مسئنله بیبدار میگه و بعدش از بن میپرسه دوست دختره داره یا نه. این عکس پایینی همکار بنه و عکس بعدی هم عکس العمل بن به سوال طرفه

حالا موقعی که خانمه داشت چیزای بیبدار میگفت بن یه سرفه ی معنی دار رفت، خب تو عکسه نمیشه سرفه رو گذاشت ولی تو کلیپه دارم میزارم.بعدش اونطورف خیابون کیو کیو داشتن شلیک می کردن و این حرفا دنبال یه بابایی بودن و میخواستن بکشنش، همکار جدیده کبرا 11 هم نمیتونست بگه،بعد تبهکارا طرفو کشتن

همین لحظه سمیر و نشون میده که داره میره سر کار جدیدش و معلومه که از موقعیتش راضی نیست.

چیزی که جلب نظر میکنه یه لیوانه که عکس همکارای سمیر روشه وای چقد بانمک بود. سمیر داشت با حسرت نگاشون میکرد.

داشتن تبهکارارو تعقیب می کردن که اشتورمی زنگ زد و گفت کاره مهمی داره، اون آدمی که تبهکارا کشته بودن یکی از همکارای اشتورمی بود که از کار تبهکارا سر درآورده بود و قبل از کشته شدنشم به اشتورمی زنگ زده بود.

بن به حرف اشتورمی گوش نداد و تلفن و قطع کرد،بیچاره بن هم داشت ماشینو می رُند هم به تبهکارا شلیک میکرد. تصادفا هم مثل همیشه در حد تیم ملی بود و تو کلیپ میبینین چقدر توپ ساخته بودن. بن مثل همیشه رفته بود رو کاپوت ماشین تا بپپره رو ماشین جلویی ولی این دفعه مثل همیشه نبود چون سمیر نبودو این پلیس بی عرضه! جوری ترمز کرد که بن پرواز کرد رو ماشین جلویی و دستش اوف شد

بعدم مثل همیشه، درگیری تبهکارا و بن! و کتک نوش جون بن میشه. تا دلت بخواد میزنه طرف بن و ،وای چقد هیجانی بود. این تیکشم تو کلیپ دارم میزارم.

بعدم طرف بنو شوت میکنه وسط خیابون اینجاش دیگه بلوف بود در حد بوندسلیگا، هر فیلمه دیگه ای بود طرف باید 6 ما تو بیمارستان میخوابید!

ولی خب کبراست دیگه، بن بعد از این همه کتک پامیشه با اون ماشین قرمز پشتی میره دنبال تبهکارا، خودشم در خلاف جهت حرکت بقیه ماشینا!

بعد تبهکارا یه تانکرو میترمونن و بن با ماشینش از وسطش رد میشه و تانکر میترکه و ماشین بن تو هوا چرخ میزنه و بن بیشتر زخمی میشه

یادتونه یه کلیپ چند ثانیه ای از این عکس بالایی گذاشته بودم، تام چقد قشتگ نقششو بازی کرده بود و چه خوب تلو تلو میخورد، ولی تو قسمت اصلی که دیدیم خیلی کم نشون داد و اصلا جاهای خوبشو حذف کرده بودن!

 بعد تبهکارا که گوشی طرفی که کشته بودن و نگا کردن دیده به  یکی زنگ زده عکس اشتورمی هم رو گوشیش ظاهر میشه!بعد نشون میده اشتورمی با یه پسری به اسم ماکس قرار داره

مثل همیشه اشتورمی شروع میکنه به مخ زدن که ماکس حرفشو قطع میکنه و میگه باید بره خیلی باحاله بیچاره اشتورمی همه ضایعش میکنن اما خودش عین خیالش نیس.

بعد نشون میده بن یخ گذاشته روی گردنش و گروگر بهش میگه بهتر نبود بری خونه استراحت کنی بنم میگه نه من خیلی خوبم(تاپ فیت) بعد همون لحظه یه صدایی از گردن بن میاد داره جا می افته :))

بعد سوزانه میاد میگه ببینید هارتموت تو ماشین رافائل توبینسکی(همونی که کشته شده) چی پیدا کرده بعد یه عکس نشون میده عکس پایین

بعد یه چیزایی نشون میده که میفهمیم ماکس از یه دختری به اسم فلوریدا خوشش میاد و فلوریدام یه دوست دیگه داره که وضعشم از ماکس بهتره.

 بعدش سمیر داره یه پرونده رو بایگانی میکنه که میبینه یه ماشینی آشناست تو عکس ها نگا میکنه میبینی اشتورمیه

بعد نشون میده تبهکارا اومدن تا اشتورمیو بکشن. یکم بعد ماکس میاد اشتورمیو ببینه که میبینه روی زمین افتاده میره بالای سرش عین احمقا چاقویی که خونیه رو برمیداره دستش همون لحظه بنم داره میاد اشتورمیو ببینه میبینن که ماکس چاقو بدست وایساده بن میپره بالای سر اشتورمی

 و همکار جدیده به سمت ماکس اسلحه میگیره، ماکس فرار میکنه بن میره دنبالش، همون لخظه سمیر میرسه و نمیزاره ماکس فرار کنه(سمیر چون عکس اشتورمیو تو پرونده دیده بود میاد باهاش صحبت کنه)

میرن بالا سر اشتورمی و بنم که داغون

اشتورمی میمیره!

عکسای بیشتر نمیذارم از ناراحتی بن چون تو کلیپ میبینین

 بن اشک میریزه و ناراحته

بعد ماکس رو میبرن بازجویی بن عصبابنه میخواد درسته ماکس رو قورت بده هر چی میگه از قیافه بن معلومه که باور نمیکنه سمیرم با بن اومده، بعد بن صورت ماکسو میچسبونه رو شیشه،  سمیر نمیذاره بن به کارش ادامه میخواد آرومش کنه،کروگر میاد میبینه سمیرم هست میگه نباید اینجا باشی

سمیر میره و یه نفر زنگ میزنه با ماکس صحبت کنه، صحبت میکنن و یه چیزایی به ماکس میگه و قطع میکنه بعد یهو همه جا میره رو هوا!

 

ماکس فرار میکنه میره دنبال فلوریدا و باهم میرن به یه ادرسی که طرف پشت تلفن گفته، تو اون آدرس تلفنی رو که بهش گفته بودن و پیدا میکنه و به شماره ای که پشتت نوشته شده بود زنگ میزنه بن و سمیر میرسن ولی...

ماکس میخواد به اون شماره زنگ بزنه نمیدونه اگه زنگ بزنه همه چیز میره رو هوا،بالاخره فشار میده همه جا میره رو هوا!

یه چیزی یادم  رفت بگم. قبل از اینکه سمیر و بن برن دنبال ماکس یه اتفاق دیگه هم افتاد، سمیر تاومد پیش بن برن به یه آدرسی که قبلا تو عکس اشتورمی دیده بودن.

رفتن صاحب اون مکان و ببینن که کشت و کشتار راه افتاد.بعدش بن و سمیر به سبک خودشون از طرف حرف میکشن و میفهمن قضیه چیه و به ادرسی که طرف میده میرن، بعدش ماکس و فلوریدا هم اونجا هستن ماکس به اون شمارهه زنگ میزنه و بعد یه موبایله دیگه که نزدیکه بن و سمیر بود و به یه بمب وصل بود زنگ میخوره و همه جا میره رو هوا. بعد ماکس با فلوریدا در حالی که به دست جفتشون دستبنده در میرن.

بعد از اونور بن و سمیر همونی رو که تو کلوپ گرفته بودن از صندوق عقب ماشینشون در میارن ازش حرف میکشن و کنار خیابون میبندنش و زنگ میزنن به اداره که یکی بیاد ببرتش. ماکس و فلوریدا هم میرن خونه فلوریدا تا با پدر فلوریدا صحبت کنن بهشون کمک کنه ولی میبینن پلیسا اونجان و میفهمن پلیسا با تبهکارا دستشون تو یه کاسه است.

ماکس و فلوریدا هم میرن یه جایی  که تبهکارا داشتن از یه پلیس بد لباس پلیس میگرفتن و داشتن اسلحه شونو امتحان میکردن.-یه اسلحه خیلی بزرگ که با مانیتور کنترلش میکردن- ماکس هم سر فرصت میره مانیتور رو کش میره و همون لحظه ادم بدا متوجه میشن ولی قبل از اینکه بزننش پلیسا سر میرسن. بعد اون پلیس بده که همکار سمیر هم هست به سمیر میگه ماکس رو بزن ولی آخرسر سمیر پلیس بده رو میزنه ولی دسته خودش هم زخمی میشه. بقیه آدم بدا با اسلحه در میرن. تو این گیر و دار آندره آ به سمیر زنگ میزنه کجایی.

بعد سمیر هم با همون دست زخمیش میره خونه با آندره آ هم سر همین موضوع که قرار بود کار اداری کنه نه اینکه تو اتوبان باشه با هم دعوا میکنن

 ماکس مانیتور رو میده به پلیسا و بعد هم دوست پسر فلوریدا میاد دنبالش. بعدشم سوزانه اطلاعات جدید پیدا کرده که به بن و کروگر توضیح میده.

ماکس هم میره خونه. فردا صبح هم بن و سمیر میرن پیش کروگر که رییس سمیر پیداش میشه و با کروگر بحث میکنه چرا سمیر اینجاست. بعد یه نفر به ماکس زنگ میزنه میگه فلوریدا در برابر مانیتور. ماکس هم میره اداره پلیس و مانیتور رو میدزده. از اونور بن توی یه موبایلی (نفهمیدم مال کیه) یه پیام از اشتورمی که قبل از مرگش ضبط کرده پیدا میکنن. ماکس مانیتورو میده به آدم بدا ولی نمیتونه فلوریدا رو پس بگیره بعد همون لحظه هم بن و سمیر یه دفه از غیب ظاهر میشن و تیر اندازی میشه ولی آدم بدا با فلوریدا و مانیتور فرار میکنن. بعد از اونجا یادم نیست چه شکلی از جنگل سز در میارن. بن و سمیر و رییس سمیر میرن توی جنگل که یه دفه آدم بدا هم پیداشون میشه و بن و سمیر میفهمن که رییس سمیر هم با آدم بدا دستش تو یه کاسه است. بعد از اون دور دورا ماکس که ازشون عقبتر بود پیداش میشه. اینا بهش میگن فرار کن. یکی از بدا میره دنبال ماکس تیراندازی میکنه میخوره دست ماکس پاش گیر میکنه پرت میشه سرش میخوره به سنگ طرفم فکر میکنه ماکس مرده. سمیر و بن رو میخاستن تو یه تونله بکشن که اینا باعث ریزش تونل میشن ولی همونجا هم گیر میکنن. فرداش ماکس بیدار میشه میاد بن و سمیر و نجات میده. حالا از اونور بدا میرن نزدیکه یه محلی که قراره سخنرانی مهمی بشه و آندره آ هم اونجا است با لباس پلیس و اسلحه گندشون مستقر میشن. بعد مثل اینکه دیشب در مورد این سخنرانی یه چیزی به بن و سمیر گفته بودن چون بن و سمیر خودشونو به هر طریقی شده به اونجا رسوندن - روی یه تله کابین وایساده بودن - بعد آندره آ که میره بالا سخنرانی کنه از اونور سمیر صداش میکنه و از اونور هم بدا شروع به تیر اندازی میکن - با اسلحه گندهه- این فلوریدا هم مثل این بی عرضه ها همش ناله میکرد. بعد سمیر آندره آ و یه خانمه رو نجات میده. بعد آدم بد اصلیه که همه چی زیر سر اون بود رو میکشن ولی بقیه آدم بدا با فلوریدا در میرن. بن و سمیر با هلیکوپتر میرن سراغه اون تریلی آدم بدا. بعد بن میپره پشته تریلیه -کلا دوتا آدم بد مونده که یکی راننده است و اون یکی هم میره سراغ بن- بعد بن دوباره از همون که اول فیلم ازش کتک خورد دوباره کتک میخوره-هرقسمتی که کتک نخورده بود تلافیشو تو این قسمت خورد- بعد طرف هم یه زنجیرو میپیچه دور گردن بن و زنجیرو یه جا گیر میده و میره که اسلحه رو که افتاده کف تریلی برداره. بعد بن هم -اینجاشو درست نفهمیدم-یه سیمی رو برمیداره میزنه به اسلحه گندهه و طرف میمیره. بن هم که با زنجیر دور گردنش کف تریلی گیر کرده چیزیش نمیشه. از اون طرف این فلوریدا بی عرضه راننده رو میزنه داغون میکنه بعد میاد رو سقف تریلی سمیر نجاتش میده و تریلی هم بی راننده با بنی که زنجیر شده میفته تو دریا. سمیر هم منتظر میشه میبینه خبری نشد از هلیکوپتر میپره تو آب و بعد از لحظاتی نفسگیر جفتی از آب میان بیرون. بعد همه چی تموم میشه. فلوریدا ماکس رو میبوسه. ماکس هم تو این درگیری سخنرانی که تیر خورده بود رو میبرن بیمارستان. آندره آ میاد میشینه کنار بن و سمیر. بعد بن از اطراف یه گل رز سفیدی رو کش میره میده سمیر. سمیر هم میده به آندره آ و با هم آشتی میکنن. بعد هم تیتر میاد بالا. امیدوارم خوب توضیح داده باشم

الان فرصت نشد بخونم، بعدا عکساشم میزارم

با تشکر از فریبا جون، که زحمت شید نصفه داستانش رو برام نوشت و فرستاد

مرسی عزیزم

عکسام بزرگترن اگه خواستین سیو کنین تُ سایز اصلی ببینین

راستی فقط قسمت پیلوت رو این شکلی با جزئیات مینویسم بقیه قسمتا در حد یه پاراگراف